
"برای موهایی که یک شبه سفید شدهاند" آوارها گاهی نامرئیاند و هیچ کس حقیقت وجودی تو را که زیر سنگینی آن نامرئی وزین در حال له شدن و تحمل دردی که بیش از حد توان تو است نمیبیند. در فشار بیحد آن تنگنای نامرئی است که جسمت، روحت، ذهنت، روانت و حتی تمامی باورهایی که داشتی را در محاصرهی عجزی بسیار عظیم تنها و بیکس مییابی و اشکها، آهها، نالهها و فریادهای کمک خواستنت به هیچ کاری نمیآیند. رویدادی شبیه به تجربهی زنده شدن در تنگنای گور... روزها، هفتهها و ماهها در آن حال میگذرد... تا ...
ادامه مطلب