"برای موهایی که یک شبه سفید شدهاند"
-
تاریخ: 1404/9/18 ساعت: 22:21
"برای موهایی که یک شبه سفید شدهاند" آوارها گاهی نامرئیاند و هیچ کس حقیقت وجودی تو را که زیر سنگینی آن نامرئی وزین در حال له شدن و تحمل دردی که بیش از حد توان تو است نمیبیند. در فشار بیحد آن تنگنای نامرئی است که جسمت، روحت، ذهنت، روانت و حتی تمامی باورهایی که داشتی را در محاصرهی عجزی بسیار عظیم...
"شرح پریشانیَت"
-
تاریخ: 1403/4/21 ساعت: 21:13
دلت را دوباره نوشتم، بخوان...!به عنوانِ "شرحِ پریشانیَت"از این خو گرفتن به بیگانگانخط افتاده بر رویِ پیشانیَت
-
تاریخ: 1401/10/30 ساعت: 11:28
تمام شب که کنارِ خیالِ تو بگذشتسکوت بود و سکوت و فقط سکوت و سکوت...!ولی چه رازها ز سکوتِ تو میشنیدم من :درونِ ذهنِ تو غوغای فکر برپا بود؛صدای درهم و مبهمشبیهِ آنچه که از ازدحامِ جمعیتبه گوشمیآیددرونِ چشمانتشباهتی عجیب بود به دریای شب به حالت ِمدو موج ها که صداشان بسانِ موسیقی ست،به صخرههای دو پلکت ه...
مرا پنهان کن...!
-
تاریخ: 1401/2/18 ساعت: 21:14
میبینی؟دستانم بوی تو را گرفتهاند،چشمانم آیینهی تمامنمای تو شدهاندو تکه کلامهایت وردِ زبانم..."من" دیگر شبیهِ من نیست"من" کم مانده ما را لو دهد...!مرا پنهان کن از نگاههای نا امناز چشمهای مشکوکاز تیر رسِ دیدِ آنان کهمن و تو را "ما" نمیخواهند.مرا پنهان کن در حریمِ امنِ آغوشتآنجا که ضربآهنگِ دلنشینِ قلب...